سيد جمال الدين الحسيني الأفغاني

32

نامه ها و اسناد سياسى ( فارسى )

نامه‌اى پيش از سفر به پطرزبورغ شاخ زورگو را مىشكنم ! طيّب‌السريره حسن‌السيره جناب حاجى محمدحسن أمين لازال محفوظاً بعون‌اللَّه عن غدر كل لئيم و مكر كلّ رجيم آمين رقعهء ( كانژيه ما ) شما رسيد - خداوند تعالى گنج شما را از شر موش‌طبيعتان خسيس‌النفس كه مىخورند و مىبرند و مىدرند و پس از آن بر باقىمانده مىريند هميشه صيانت نمايد . - از پرخونى دل سخن رانده بود - اگر از دست خويش است چاره جز پيراهن دريدن نيست - و اگر بيگانهء ناتوانست - نتوانم بگويم كه حق داريد چونكه قوى ممكن نيست كه با ضعيف در موازنهء حقوق حَكَم عدل واقع شود مگر آنكه بپايه او تنازل كند - البته درآنوقت واجبات ذمه را دانسته تأسفها خواهد نمود . . . - و اگر زبردست است البته من حاضرم كه شاخ آن را بقوّت الهيه بشكنم در هرجا باشد - و هرجا باشم - و آنحقوق چند روزه را فراموش نخواهم كرد - اگر عقدهء در پيش است بيان كن - از مضامين مكتوب شما چنان ظاهر شد كه گمان كرديد كه ميرزا نعمت‌اللَّه مرا بر آن داشت كه چنان مكتوب سختى بشما بنويسم - بسيار كم‌حافظه شده‌ايد . همان مضامين را بتمامها در غياب ميرزا نعمت‌اللَّه لساناً بشما گفتم - من براى خير شما گفتم - مكتوب عربىالعبارهء فاضل را خواندم بسيار خوشحال شدم خداش نگاه دارد و بمراتب بلندش برساند - و من يك مكتوب ده روز قبل به دو نوشته بودم - و اميدوار آنم كه دوست من آقاى ميرزاجعفر هميشه در ظل عنايت شما مسرور باشند - و سلام دوستانه بديشان ميرسانم و فردا به ( بطرسبورغ ) خواهم رفت . والسلام دوست شما جمال‌الدين الحسينى الافغانى يكشنبه 24 ذىالقعده [ 1304 ] همين روز در خانه آقاى محمدجواد به‌ناهار ميهمانم و فردا خواهم رفت .